نمیدونم والا! اون روز رفتیم ادکلن بخریم اومدیم خونه مامانم میگه بابات میگه آبرومو بردی همه ی موهاتو ریختی بیرون! آخه اون فروشنده آشنای بابام بود و انگار خجالت میکشید! حالا بگو موهامو ریختم بیرون از نظر بابام همون یه ذره مویی هسش که ینی همون طره که از شال میاد بیرون! آخه این کجاش مو ریختنه؟
یا من گفتم رایحه ی گرم و شیرین میخوام اومده مامانم ادامو درمیاره اونم با چه نازی!! من که اونجوری حرف نزدم 😐😑😐😐😐😐