رابطه شما با مادراتون چطوریه...من مادرم تو مجردی که کلا باهام حرف نمیزد بجز دعوا کردن....بعد ازدواجم تا 2سال خونم پا نذاشت...با اینکه ازدواجم سنتی بود...الانم فقط ازم انتظار داره که براش همه کاری کنم البته من دلم نمیاد بهش بدی کنم میگم آخرش مادره...ولی هیچوقت حس اینایی که از مادراشون میگن رو درک نمیکنم...چطوری با مادرتون دردودل میکنید....چطوری راهنماییتون میکنه....چطوری کمکتون میکنه....یکی میگفت میخواستم مهمونی بگیرم خونه مادرم گرفتم....من خودم میرم خونه مامانم بزور راهم میده ....یعنی باید غذا رو خودم درست کنم پولشم خودم بدم اگه اینکارو نکنم اینقدر اخم میکنه و غر میزنه که فرار کنم....من مادرشوهرمم بهم بدی کرده ولی از اون انتظاری نداشتم میگفتم آخرش مادرشوهره ولی خیلی سخته مادر خودت مثل غریبه ها باهات رفتار کنه..من خودم دوست دارم کمک حال مادرم باشم ولی بحث کمک کردن تنها نیست بحث مادری کردنه...نمیدونم متوجه شدید یا نه
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
من عاشق مادرم اما رابطه ام باهاش مثل خیلیا که صمیمی آن نیست منم خیلی رودربایستی دارم باهاش همه دردامو میریزم تو خودم وباهاش دردودل نمیکنم اونم متوجه دردام نمیشه
خواهرشوهر منم عاااااشقه مادرشه اما هیچ دردی رو به مادرش نمیگه.
خیلی سخته روزی دوبار میرم خونشون میام تمام زندگیمه از در میام بیرون دلم براش تنگ میشه اما خودمم درد دارم خیلیم درد دارم دلم میخاست تو بغلش گریه کنم وارونه کنه اما نه من میتونم بگم نه اون میدونم درادمو
مال من اینجوری بود تا مجرد بودم از نه سالگی توقعا شروشد بشور وبسابو بپز دختر فلانی ال کرد تونکردی بهمالی بل کرد تو نکردی تمام مجردی درحال کلفتی کردنو به جا اوردن توقعات جنابعالی الانم که سه ساله ازدواج کردم نوبت شوهرم شده فلانی دومادش اینجوره اونجوره خونشم میره به خدا تا حالا شده برامون یه شام نهاری درست کنه
مامانه کوچولوی یه گیلاس و آلبالو کوچولو 😍 ..اگه بارداری یا زایمان کردی حتما تاپیک مخصوص باردارامو بخون🙂تاپیک روزمرگی هامو بخون تا روحت شادشه😂😉