بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
با اجازه استارتر میشه برا ارزوی تو دلیم نفری ۳ صلوات بفرستید❤🙂
باز آمد شوهر بی بهانه، با ادایی کودکانه، هیکلی چون استوانه می کند غر غر به خانه، یادم اید روز اول، گردنش کج، دست و پا شل . پیش بابا موش میشد سر خیس تا گوش میشد . دختری افتاده بودم مهربان و ساده بودم نرم و نازک، شاد و چابک. چشمهایم همچو اهو، عطر موهایم چو شب بو . می شنیدم از لب او حرفایی همچو جادو : من غلام خانه زادت، جان دهم هر دم به یادت، گر نیایی خانه ی من می گریزد روحم از تن . بعد از آن گفتار زیبا خام گشتم من همان جا . شد به پا جشن عروسی کیک و شام و دیده بوسی . بعد از آن دیگر ندیدم هرگز آن اوقات بی غم . قسمتم یک مرد جانی ، اندکی لوس و روانی ، بی اراده همچو یابو، پرخور و مغرور و پر رو . بشنو از من جان خواهر، هر که کرد این دوره شوهر ؛ خاک بر سر گشت و حیران . شد پشیمان شد پشیمان شد پشیمان......
دری که قسمت توباشه حتی بدون اینکه لازم باشه در بزنی به روی تو باز میشه پس به حکمتش دل بسپار .... اگر من بخشی از افسانه ی تو باشم تو روزی به من بازخواهی گشت پائولو كوئیلو. یه حرف قشنگ از مولانا که میگه من زخم تو را به هیچ مرهم ندهم
خودتونو بزور تو دل کسی نچپونید از باسنش میزنید بیرون، از ما گفتن بود:)برام مهم نیست تو راجبم چی فکر میکنی.مهم اینه که من خودمو میشناسم، خودم میدونم چجور آدمیم، دوس دارم چجوری باشم، چجوری بگردم، باور کن نظراتت برای من مهم نیست.چون نظرای تو برای خودته و به من اصن مربوط نمیشه.،،چایی که سرد میشه روش آب جوش میریزن که گرم شه؛ چایی گرم میشه ولی کمرنگ میشه.رابطه ها ام اینطورین ، شاید بعد از یه دعوا یا جدایی دوباره باهم گرم شید ولی اون رابطه کمرنگ میشه ، هیچی دیگه مثل قبل نمیشه هیچی،،بعضی وقتا یه دونه انگشت وسط برای اینکه طرف بدونه چه حسی داری کافی نیست. واسه همینه که دوتا دست داری:)،، برای عاشق شدن ، دوست داشتن کافی نیس اندکی خریت به علاوه گذشت به میزان لازم هم باید بهش اضافه کرد:) تو رابطهای که قراره همش اشتباهات طرفتو ببخشی، یه بار خودتو برای انتخابِ اشتباهت ببخشو تمومش کن،،
ببخشیدا ولی میخواد بلندت کنه با پسرعموش حالشو ببرن
دری که قسمت توباشه حتی بدون اینکه لازم باشه در بزنی به روی تو باز میشه پس به حکمتش دل بسپار .... اگر من بخشی از افسانه ی تو باشم تو روزی به من بازخواهی گشت پائولو كوئیلو. یه حرف قشنگ از مولانا که میگه من زخم تو را به هیچ مرهم ندهم