دارم ب این فک میکنم منی ک هیچوقت خانوادم برام هیچی کم نزاشتن ن مالی ن عاطفی ن هیچی...
منی که هیچوقت طوری رفتار نکردم ک حتی پدرمم بهم تذکر بده
چه بلایی سرم اومد ک انقد غرورم شکست
گاهی اوقات میرفتم جلو آیینه سیلی میزدم به خودم...میگفتم چرا نمیفهمی هدفش یچی دیگس...
ولی انگار عقلم از دس داده بودم کلا...
امروز تصمیم گرفتم بهش بگم تموم کنیم که شاید ب خودش بیاد یکم اخلاقشو درست کنه
یدفه یه لبخندی زد گف باشه مواظبت کن از خودت...
عصبیم از خودم خیلیییییییی