سلام خوشگلا
خلاصه بگم اذیت نشین پدرم ارثیه پدری خ داشت مامانمم خوشگله واسه همین تو سن کم با بابام ازدواج کرده بود
بعد از این همه سال مادرم فهمیده بابام خ بهش دروغ گفته و فریبش داده کل مالشو از دست داده توی راه....
البته پدرم حق منو خواهرمم خ ضایع کرد و بالا کشید و داد ب پسراش
خلاصه اینکه از وقتی از بچگی یادم میاد هرجامیرفتیم از زیبایی مادرم تعریف میکردن با اینکه من دخترش بودم هیچوقت منو درنظر نمیگرفت و به قیافش خ مینازید واقعا من همیشه فک میکردم قیافم معمولیه و اعتمادبنفسم ب کل از بین رفت...حالا ک ازدواج کردم شوهرم شغل معمولی و درآمد معمولی داره ولی شکر خدا برکت داره مالش الانم ک ی زمین خریدیم ب مامانم گفتم یهو انگار شل شد خ بی حالو بی رمق جوابمو دادو سرد برخورد کرد آخه شنیدم ازش بارها ک پدرمو با بقیه مردا مقایسه میکنه مثلا ی بار بابام کوشت خریده بود کم بود بعد گفتش شوهر فلانی کارگره ۶۰۰ تومن گرفته تو ک مثلا پسر اربابی چی
نمیدونم چی بگم فقط از خدا میخام من برای بچه هام کم نذارم.
التماس دعا