2777
2789
عنوان

اولین دیدار

467 بازدید | 36 پست

سلام 

 

مامان دوست پسرم ۲ هفته پیش اومد خونمون برای آشنایی و صحبت کردن 

و گفت که یه مقدار رفت و آمد داشته باشیم تا خانواده ها آشنا بشن باهم و  دختر و پسر  

حالا این هفته قراره که منو خودشو مامانش بریم بیرون 

گویا میخواد رفتار منو ببینه و باهام آشنا بشه و خواسته که خودم بدون مادرم برم

اما فکر میکنم درست نیست اگر تنها برم 

نظرشما چیه 

بله بگید دلم نیومد مادرم نباشه مطلقا تنها نرید سنجیده رفتار کنید کم حرف بزنید ممکنه کاری کنن عصبی بشید خیلی حواستونا جمع کنید زیاد به آقا پسر نچسبید ندیده بازی در نیارید نخندید متعادل باشید

کاربر آقا هستم                                               خوشا دردی که درمانش تو باشی...                    

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

میشه بگی دوست پسرت بعد چندوقت اومد خواستگاری یا همین اشنایی؟

حدودا ۳،۴ ساله که باهم هستیم 

مامانش اومد صحبت کنه و آشنا بشیم بعد بیان برای خواستگاری  

خدا شانننس بده😂😂😂حالا ما اگه مادرشون ببینه میگه عفریته نبینمت بغل پسرم هی‌ من‌ میدونم شانس ندارم

😂😂😂

اینم مادرشوهریه برا خودش 

از طرفی من اصلا بلد نیستم حرف بزنم 😐میترسم بگه لالی چیزیم

اصن نمیدونم چجوری باید باهاش سلام کنم یا صداش کنم :/



😂😂😂 اینم مادرشوهریه برا خودش  از طرفی من اصلا بلد نیستم حرف بزنم 😐میترسم بگه لالی چیزیم ...

وای منم اصلاااا با آدم جدید نمیتونم تنها حرف بزنم درکت میکنم ایشالا خوب پیششش بره گلم و خوشبخت بشی 🥺✨⭐

هیچ‌وقت کلمه "دوست‌پسر" رو درک نکردم و باهاش ارتباط برقرار نکردم. 🙊

اوایل نوجوونیم یادمه که استعمال این کلمه شبیه فحش بود! مثلا به طرف می‌گفتن: "این کیه؟ دوست‌پسرته؟" می‌گفت: "وااای نه ما همدیگرو دوست داریم و قصدمون ازدواجه!" یعنی دوست‌پسر و دوست‌دختر مساویِ روابط الکی و لاقیدی و جدی نبودن بود و اگه دو نفر همو دوست داشتن هیچ‌وقت این کلمه رو استفاده نمی‌کردن چون انگار با دوست‌داشتن و پاکی و عشق در تضاد بود!

خلاصه چون از ابتدا همچین چیزی در ذهنم شکل گرفت، هیچ‌وقت با این دو واژه کنار نیومدم و وقتی کسی به کارشون می‌بره (که این روزا کم هم نیستن) حس بدی می‌گیرم! هرکاری هم کردم حتی با مشاور حرف زدم این حسم درست نشد که نشد! :(

حالا بچه‌های دهه هفتاد و هشتاد طبیعیه که این کلمات براشون عادی باشه چون توی شرایط بازتری نوجوونی رو شروع کردن، اما از نسل خودم و دهه شصت و پنجاه متعجبم که اونا چطور خیلیاشون با این واژگان کنار اومدن و بار منفیش رو پس زدن؟! زمانی که ما به نوجوونی رسیدیم، این دو واژه مثل فحش بود! مثلا می‌گفتن "آره فلانی دوست‌پسر داره!" به حالت تحقیر و تأسف برای اوضاع طرف! اصلنم ربطی به مذهبی بودن و اینا نداشت، مثلا من عین این جمله رو از خانمی شنیدم که بی‌حجاب بود اما این چیزا و این دو واژه کلا قبیح بود...

دلم برای اون روزا تنگ شده

خیلی بیگانه‌ام با این دوره و زمونه

کاش منم عین بقیه زرتی ذهنم عوض می‌شد...

آدم عقب‌مونده‌ای هم نیستم والا 😆 از بچگی تهران بودم و حتی اروپا رو هم دیدم... این چیزا توی غرب برام فهمیدنیه چون فرهنگ و قانون و پذیرش جامعه‌شون کلا با ما فرق داره خیییلی! اما توی ایران حس می‌کنم خیلی نامأنوسه! مخصوصا که توی ایران این روابط اغلب باید پنهانی باشن و روابط پنهانی روابط سالمی نیستن، چون اجبارا باید با دروغ و پنهانکاری و زیرآبی رفتن و استرس همراه باشن و البته احتمال آسیب هم توشون بالاتر از روابط آشکار و علنیه! (این حرف روانشناسه نه صرفا من) و آدم اگه شکست بخوره و آسیب ببینه قانون و خانواده پشتش نیستن، حامی نداره!


همه این دلایل رو دارم اما این‌که فکرت با اکثریت فرق داشته باشه خیلی تلخه، خیلی احساس تنهایی داری، برا همین می‌گم کاش منم مثل بقیه بودم و انقد راحت با هر موجی همراه می‌شدم...

مشاورم (که تازه امریکا هم درس خونده و یه خانم جوونه) به من گفت تو خیلی عاقلی!! اما من تلخ خندیدم و گفتم که اگه عاقل‌ترین آدم دنیا هم باشم چه فایده وقتی تنهام، وقتی تنهایی و در اقلیت بودن غمگینم کرده و انگیزه رو ازم گرفته؟ کاش لااقل دوست و همراهی همرنگ خودم داشتم...


ببخش استارتر جان، صرفا درددل بود. دلم این روزا خیلی خیلی گرفته. خوشبخت باشی عزیز. ❤

هرقدر انسان شریف‌تر، نجیب‌تر و حساس‌تر باشد، از جنایت دیگران بیشتر رنج می‌برد، و این دو علت دارد: یکی این‌که خود را مستحق خیانت نمی‌بیند، و دیگر این‌که منتظر نیست سایرین با او عملی کنند که خود او با سایرین نکرده‌است. (سه تفنگدار، الکساندر دوما)
😂😂😂 اینم مادرشوهریه برا خودش  از طرفی من اصلا بلد نیستم حرف بزنم 😐میترسم بگه لالی چیزیم ...

دور از جون

چرا رو خودت عیب می‌ذاری دختر

هرقدر انسان شریف‌تر، نجیب‌تر و حساس‌تر باشد، از جنایت دیگران بیشتر رنج می‌برد، و این دو علت دارد: یکی این‌که خود را مستحق خیانت نمی‌بیند، و دیگر این‌که منتظر نیست سایرین با او عملی کنند که خود او با سایرین نکرده‌است. (سه تفنگدار، الکساندر دوما)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108