2777
2789
عنوان

مامانم مریض شده ی پسر تنهام

371 بازدید | 33 پست

سلام همین الان عضو شدم تا حرفمو بزنم 


ی پسر 18 سالم،تک پسرم،مامان بابام زمانی که من 10 سالم از هم جدا شدن،به خاطر اینکه بابام 70 درصد از مغزشو از دست دادع بود بابام هم چون از اول معتاد بود و دارای کارت قرمز بود ولی چون اجبار بود ازدواج کرد از اون موقع داره منو بزرگ میکنه،همیشه مامانم میگه به خاطر سنش و آبروی خونوادگی ازدواج کرد چون 39 سالش بود الان 57 سالشه و مریضه،مریضیش هم از نوع جسمی نیست و از نوع روحیه همش تو فکر منه میگه چرا از خونه بیرون میری دیروز بعد از 4 ماه رفتم بیرون (قبل اینکه مادرم مریض بشه میرفتم بیرون نزدیک دو روز نمیومد خونه) تا مغازه تا برا خودم شارژ بگیرم بسته بیگیرم چون پول تو کارتم نبود نقد داشتم الان دوباره حالش به هم خورده پنج بار داییم بردتش دکتر دکترا گفتن هیچیش نیست الان 4 ماهع که مریضه خودمم میترسم که مریض شده باشم چون باید افسردگی میگرفتم ولی برام هیچ فرقی نمیکنه نمیدونم شاید منم ی نوع مریضی گرفتم که هیچی اذیتم نکنه شایدم به خاطر جو سنگینی که توش بزرگ شدمه نمیدونم راهنمایم کنید😭

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

پ چرا زدی دختر توکاربزیت؟

🙁کو؟ زده مرد

بچه ها میشه برام دعا کنین 😔خیلی زندگی بدی داشتم خیلی ،بهم خیانت های زیادی کرد از فامیل خودش گرفته تا هرزه های.... رفیق باز بود مشروب خور بود بچه ننه بود قهر میکرد دیگه نمیومد اختیارش خودش نداشت مادرش داشت اخلاق نداشت کلاهبردار بود آخرم با اجبار و به زور برد مهریمو بخشیدم بعد ماه بعدش دادخواست طلاق داد بی ابروم کرد همه جا مثل سگ پرتم کرد بعدم زود زن گرفت  اونم کی دوست سابقم رو😔 نمیدونم عدالت خدا کجاست مگه نمیگن اشک یتیم عرش خدا رو به لرزه در میاره، پس چرا کاری انجام نمیده چرا برام  چرا من یتیم باید این همه سختی بکشم.... الان که ورشکست شدیم زیر خط فقر رفتیم منو خانوادم داغونم فقط میخوام یه دعای خیر و خوب برام کنین یا یه صلوات بفرستین خیلی داغونم خیلی...🥺😔

  

خودتونو بزور تو دل کسی نچپونید از باسنش میزنید بیرون، از ما گفتن بود:)برام مهم نیست تو راجبم چی فکر میکنی.مهم اینه که من خودمو میشناسم، خودم میدونم چجور آدمیم، دوس دارم چجوری باشم، چجوری بگردم، باور کن نظراتت برای من مهم نیست.چون نظرای تو برای خودته و به من اصن مربوط نمیشه.،،چایی که سرد میشه روش آب جوش میریزن که گرم شه؛ چایی گرم میشه ولی کمرنگ میشه.رابطه ها ام اینطورین ، شاید بعد از یه دعوا یا جدایی دوباره باهم گرم شید ولی اون رابطه کمرنگ میشه ، هیچی دیگه مثل قبل نمیشه هیچی،،بعضی وقتا یه دونه انگشت وسط برای اینکه طرف بدونه چه حسی داری کافی نیست. واسه همینه که دوتا دست داری:)‌‌‌،، برای عاشق شدن ، دوست داشتن کافی نیس اندکی خریت به علاوه گذشت به میزان لازم هم باید بهش اضافه کرد:) ‌تو رابطه‌ای که قراره همش اشتباهات طرفتو ببخشی، یه بار خودتو برای انتخابِ اشتباهت ببخشو تمومش کن‌‌،، 

واقعا زندگی ها سخت شده از وقتی اومدم نی نی سایت افسردگی گرفتم دیگ اون ادم شاد قبل نیستم  میبنم چقدر ادما عوض شدن اون تصویر ساده ایی ک ازشون داشتم  ندارن

ب دعای شما عزیزان اعتقاد دارم لطفا برام دعا کنید دامنم سبز بشه تا زندگیم‌خراب نشه ممنونم تا اینجا اومدی برای ظهور امام زمانم صلوات بفرس🥰😘😍
من نگرفتم. یه راهنمایی بکن خواهشا

از اول بخون خو

 فکر میکنم در نهایت کل زندگی ب عمل دل کندن منتهی میشه، ولی چیزی که بیشتر از همیشه ادم رو اذیت میکنه اینه که هیچ فرصتی پیدا نکنی که بگی خداحافظ .... 

رفتار پدرتون در گذشته میتونه عاملی برا حال الان مامانتون باشه...چون پدرتون معتاد بوده مثلا ممکنه مامانتون با بیرون رفتن شما حس کنه که لابد شما هم دچار اعتیاد میشید...با دوستای ناباب سر و کله میزنید و درنهایت مثل پدرتون میشید...مامانتون احتمالا از همین میترسن و مریض میشن

..el miedo es estúpido, arrepentirse también
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز