شوهرم کارش ازاده و از اول سرپا خودش بوده و کمک خانوادش بوده پشتوانه ای نداشته نتونستیم پیشرفت کنیم فقط همون اجاره و قسط و خورد و خوراک بوده.الانم یه ماهه دیسکش زده بیرون هرچی داشتیم خرج دوا و درمون و دکتر من شد باردارم.معلوم نی از کی بتونه بره سرکار بچه بزرگم هست روش نمبشه از خانوادش بگیره.من یه مقدار پس انداز دارم که زیادم نی.حالا موندم بهش بدم کارتمو دلمم میسوزع اما خوب خوش قولم نی که مثلا پس اینا بده باید هی بگی بهش بگم خانوادم دادن فرقی نداره.انقد فکر و خیال میکنه منم کفری شدم قندم انگار عصبی رفته بالا موندم چیکار کنم .امروز با بغض درد و دل کردم که ممکنه کارمو مجبور شم عوض کنم پشتوانه و پس اندازم که ندارپ حالم بد شد رفتم دستشویی انقد گریع کردم.خدا هیچ مردیو شرمندا نکنه😔😔😔😔😔😔شانسه منه تو بارداری.دکتر قرص داده ۳۰۰ میشه.سرکار میرفت به همه چی میرسیدیم که اینجور شد
خدا شفاش بده پول وطلا پس انداز برای روز مباداس دیگه بدون منت وبا روی خوش بهش بده انشاءلله مشکلاتتون زودی حل بشه قبل از خواب هم حتما سوره ی واقعه بخون تو روزی تاثیر داره