2777
2789
عنوان

دست درازی

568 بازدید | 7 پست

من با یه پسره حرف میزدم مثل رفیق بودیم چند سال حرفامونو بهم میزدیم درد و دل میکردیم تو این چند سال یه حرف بیجا یه سوال بیجا ازم نپرسید هیچکدومم تو این چند سال نه رل زدیم نه رابطمون باهم عوض شد شده بود برام یه رفیق واقعی ک تا صبح باهم حرف میزدیم تو این چند سال هم همو ندیدیم چند بار گفت منم گفتم نه تا هفته پیش ک رفتیم بیرون و بعد یکمی همو دیدن بهم دست درازی کرد و ل .ب گرفت و ول کنم نبود منم اول خیلی شوک شدم بعد خودمو کشیدم عقب و هیچی نگفتم یعنی حرفی نداشتم بگم همه باور هام شکست همه اعتمادی ک داشتم خیلی حسی بدی بود وقتی دستشو میکشید رو بدنم حالم از همه چی بهم میخوره حتی وقتی برگشتم هم تو چت هم چیزی نگفتم یعنی قدرتشو ندارم دیگه انگار همه ی نیرومو ازم گرفتن😔💔


۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

اره این چند سال هی میگفتم نه اینطوری نیس همه یکی نیستن وقتی برمیگشتم خونه همه این حرفا محکم میخورد ت ...

ببین آدم از خودش ضربه میخوره نه دیگران تو خودت باعث شدی ضربه بخوری به زور که نبردنت

دخترم همه زندگیمه😍😍
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز