آره همیشه میگه من ب تو اعتماد دارم ولی ی چیزایی و میبینم ک تو نمیبینی. ولی من و قانع نمیکنه دلیلش
هی خواهر شوهر منکه نظامی نیس ،همینارو میگه ،میگ جامعه خیلی خراب شده ،ولی من اصلا گوش نمیدم خودم میرم خودم میام
ولی یبار به گوه خوردن افتادم یه پرایدی میگفت باید سوار ماشین بشی انقد جیغ کشیدم تا چندتا پیرمرد افتادن با آجر دنبالش ،دیگ میترسم کمتر تنها میرم ولی به شوهرم نگفتم چون میدونم حسابی بهم میریزه
وتو خدای اتفاق های محالی ❤️❤️❤️ خدای بزرگم بابت همه چیزای که خواستمو بهم بخشیدی سپاسگزارم 🙏 هزاران بار شکر ❤️