اینا از اول اصلا بامن صمیمی نشدن منو غریبه میدونن
دخالت میکنن مثلا هر حرفی یا تصمیمی میخوایم بگیریم مخالفن البته یکیشون بدتر از بقیه
مثلا راجب ب خرید چیزی حرف میوفته نگاه میکنه ببینه منو شوهرم نظرمون متفاوته سریع پشت شوهرمه که تو راس میگی
یا نشستیم همش تیکه میندازه چ ب خودم چ ب فامیلام
یا چیزی رو بگم شوهرم خریده برام اصلا نمیگه مبارکه ب رو خودش نمیاره
اوایل خیلی حرص میخوردم ب شوهرم میگفتم چون من واقعا نمیتونم ب کسی بی احترامی کنم شوهرمم گفت از چیزی ناراحت میشی یا ب خودش بگو یا فراموشش کن
منم دیگه ب دل نمیگرم عادی شده فقط خیلی کم میریم و میایم