این همه لحظه برای خندیدن داشتیم... چرا لبخندمان را از هم دریغ کردیم؟ چرا دو دستی روزهای خوبمان را بغل نکردیم؟ما که میدانستیم خوشی ها میمیرندو غم میماند و غم!چرا میان خوشی نمُردیم؟ما سزاواریم!حالا که صورتمان خط افتاده،حسرت می خوریم...؟مایی که صورت مادربزرگ را دیده بودیم... چین و چروک و حسرت را دیده بودیم...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
این همه لحظه برای خندیدن داشتیم... چرا لبخندمان را از هم دریغ کردیم؟ چرا دو دستی روزهای خوبمان را بغل نکردیم؟ما که میدانستیم خوشی ها میمیرندو غم میماند و غم!چرا میان خوشی نمُردیم؟ما سزاواریم!حالا که صورتمان خط افتاده،حسرت می خوریم...؟مایی که صورت مادربزرگ را دیده بودیم... چین و چروک و حسرت را دیده بودیم...