ی گردنیند داشتم از ساده بازیه من نزدیک یکهفتخ بود تو میز تلویزیون گذاشته بودم اخه همیشه خودم خونه بودم جایی ک نمی رفتم. چن شب پیش گفتم دعوا شد تو خونه مون تاپیک های قبلیم هس. دیروز خاستم برش دارم دیدم نییس. اول فک کردم شوهرم برداشته قسم میخوره ن من برنداشتم. فقط از اینم مطمئینم ک دزدی نیومده میدونم کار اشناس. خودم به شوهرم شک دارم و مادرش چون ی بار دیگه ی ۲۰ گرم طلاهامو بدون اجازه فروخت. قسممیخوره من بر نداشنم ولی بهش باور ندارم کفتم منم میام ک دوربین هارو چک کنیم ببینم بعد اون اتفاق من رفتم خونه خالش ببینم کسی اومده خونه م اون شب
خونمون نه تو راهرو .اگه کسی نیومده باشه مطمئینم کار خودشونه. امروز میخاستیم چک کنیم گف مدیر خونه نیس نمیدونم چرا نصف شبی بهش شک کردم. از طرفیم خیلی قسم میخوره حتی گف به مامانمم زتگ زدم بهش گفتم تو بر نداشتی میکه اونم قسم خورده ک نه ولی بدجوری بهشون شک دارم از دستشون برمیاد
نه عزیزم حس میکنم دزد بیاد بلخره یه ردی میزاره از خودش قشنگ پیگیری کن
نه چ ردی حتی فرشامم کثیف نشده ینی دزد میاد کفشاشم در میاره. شوهرم الان رف سر کار گفتم برش داشتی پیشکشت فقط خر نیستم اونم گف به قسممان باور نمیکنی درم پشت سرش بس