از روز اول عقد تا الان ک هشت ساله میگزره همیشه عذابم داده همیشه دنبال بهانه برای قهر و دعوا همیشه دلش میخواد ناراحتم کنه کلا عذاب دادن من خوراک روحشه دیگه نمیخامش ولی شرایط طلاق ندارم زندگیم شده استرس و جنگ و ترس و لرز من چه گناهی کردم آخه آنقدر خسیسه ک اگر بگم از خساستش شاخ در میارین ی آدم لجن ب تمام معنا حتی وقتی مثلاً باهام خوبه فقط تیکه میندازه میخرم میکنه کلا از همه نظر دیگه اعتماد ب نفس ندارم مثلاً امسال با التمااااس و جنگ و دعوا پادرمیانی بابام و مشاور راضی شد برم آرایشگری یاد بگیرم الان بیست روزه میرم مدام میگویند تو هیچی نمیشی و فلان اصلا پشتم نیست هروقت منو میبره میاره منت میاره هزارتا تیکه بارم میکنه آخرم ختم میشه ب دعوا و قهر😔😔😔
فعلا با سیاست و زبون نرم رامش کن باهاش کل کل نکن تا بتونی ارایشگری رو ادامه بدی هر چی گفت سکوت کن وق ...
مثلا امروز من از آرایشگاه با مامانم ک مدلم بود اومدیم خونه بابام بعد عصر بچه هالید بعد ده دقیقه زنگ زد ک حاضرشو بیام دنبالت گفتم بچه خابه بزار بیدار شد با بابام میام ک عصبانی شد و گفت اصلا نیا همیشه همونجا بمون و قط کرد الآنم قهره من میتونم دردش اینه دلش میخواد تا آخر عمر توسری خورش باشم و بشینم تو خونه
اصلا فکر نمیکردم تا این حد عصبانی ش وگرنه بچه طفل معصوم رو برمی داشتم زیر بغل میزدم و میرفتم تازه خ ...
ببین عزیزم هدفت رو الان این بذار ک ارایشگر ماهری بشی
هر کار ک لازمه برا هدفت انجام بده میدونم سخته ولی ی مدت تحمل کن اگر گفت دیگه نمیخاد بری ارایشگری یاد بگیری اصلا به حرفش توجه نکن و برو بگو نمیتونم زحمتامو بی نتیجه بذارم من وقت گذاشتم براش نمیتونم نصفه ولش کنم