براي من از افسردگي شروع نشد
من دچار حملات پانيك ميشدم و بعدش دچار وسواس فكري شديد شدم در مورد بيماري ها ( يعني هرچيز كوچيكي ميديدم سريع ربطش ميدادم به سرطان طوري كه ديگه زندگي نميتونستم بكنم )
اولش فكر كردم خودم ميتونم حال خودمو خوب كنم دكتر نرفتم بعدش ديدم بجز وسواس فكريه افسردگيم امد سراغم طوري كه تا حياط نميرفتم فقد دلم ميخواست بخوابم همون دوران رفتم دكتر