بذا بگم حالت هامو، قبل از باطل کردن طلسم با اینکه سعی میکردم از نماز و قرآن دور نمونم ولی وقتایی که نمی خوندم از شنیدن صدای اذان و قرآن بدم می اومد، مسافرت کی می رفتیم همیشه من سردم بود و میخواستم یه گوشه توی خونه باشم. روحیه و انرژیم رو تحلبل می برد، ناراحتی ، خشم، اینا همرام بودن. امسال اتفاقی متوجه شدیم یکی یه دسته گل به آب داده و منو طلسم کرده خیر سرش. یه جوری باطلس کردیم. الان مسافرت که بریم مثلا مثل قبل سردم نیست ولی قبلش من مدام سردم بود و اصلا حوصله گشت و گذار و اینا نداشتم ولی امسال خداروشکر اون حالنا برطرف شد.
ولی امسال به واسطه یکی دیگه از عزیزان که لطف داشتن، کل مخالفین خودشونو طلسم ، یا چمی دونم دعا یا دودی هر چی که بود گرفتن، خود من 2 بار خواب یه همچین موجودی که میگی رو دیدم، فقط میتونم بگم وحشتناک بود. همیشه حرز همراهمه و اون سوره ها رو هم میخونم. حرز من بصورت بازوبند هست. برای خواهرم گردنی. یه بار که نصف شبی دوباره کابوس های وحشتناک سراغم اومد، حوالی 3.30 صبح، حرز رو گذاشتم تو بازوم تا تونستم بخوابم. این کابوس ها رو دخترخاله هام و دایی هام هم که مخالف حرکت اون طرف بودن هم داشتن.
ایشالله خدا شرشونو به خودشون برگرده که اینکارو با آدم میکنن.