بچه ها من یه بار عقد کرده بودم بعداز دوماه طلاق گرفتم پسره مامانی بود،بعدش دوباره ازدواج کردم و عروسی کردم و رفتم سرخونه زندگیم شوهرم بهم خیانت کرد چند بار و فحاشی میکنه،الانم میخوام جدا بشم،من۲۳سالمه خیلی دارم عذاب میکشم،ولی بخاطره حرف مردم و نگاهاشون،یا رفاهی که خونه شوهر دارمو خونه بابام ندارم ،یعنی از عرش به فرش میرم،کلی خب متاهل هم بمونم خیلی اذیت میشم نمیدونم چیکار کنم،اصلا کسی برای ازدواج میاد سراغم؟؟؟یا همه فرار میکنن🙁
خانواده من سنتی هستن نمیزارن تنها زندگی کنم،اونا خونشون روستاست
خوب پس ی کار پیدا کن بعد برو خونه پدرمادرت حداقل دستت تو جیب خودته ادم ک استقلال مالی داشته باشع کمتر میتونن محدودش کنن و زندگی رو به جونش زهر کنن از اون کذشته خودت احساس بهتری خواهی داشت
حتتتتتما حتما ی کار داشته باش حتی اگه روزی ده تومن درامدش بود
چه خیری از مردا دیدی که هنوز جدا نشده باز تو فکر ازدواجی؟؟؟
چون من واقعا متاهلی رو به مجردی ترجیح میدم چون متاهلی رو دوس دارم،من زن زندگی بودم ولی اون دوس نداره زندگیمون خوب پیش بره،اگه مرد خوب پیدا بشه چرا که نه،همه ایراد دارن باید باهاشون ساخت ،ولی نه این ایرادایی که شوهر من داره
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.