سلام من ۳ ساله نامزدم و واقعا خانواده همسرمو دوست دارم من باتوجه ب تربیت خانوادگیم خیلی بلد نیستم ک ابراز محبت کنم یا دلبری کنمم...بعد یکساله که جاری داز شدم یا اینکه سنش ۸ سال از من کمتره خیلی زرنگه همش شوهرشو بالا میبره همش حرفای شیرین میزنه کلا تایید شوهرش و قربون صدقه شوهرش تمام پولاشو میده ب اون هرچی دارم برا اونه... همچنین رفتارش با خانواده همسرم خیلی خوبه بلده یکاریم میکنه یجوری خیلی زیرکانه کاری میکنه بچشمشون بیاد بیشتر قربون صدقش برن...هم خودش هم برادر همسرم واقعا با همین سر زبون شیرین بودن خیلی چیزا بنفعشون شده...من و همسرم با اینکه عاشق خانوادشیم با اینکه همش نگرانشونیم با اینکه بدون اینکه بدونن خیلی از کارا رو انجام میدیم و ابراز نمیکنیم رفتیم کنار خیلی تعریف از اونا میکنن یخورده من بی انگیزه سرخورده شدم چون من تایید دوست دارم منم تعریف و توجهو دوست دارم...ولی خب کاملا رفتم کنار چون من همجین سرزبونی ندارم ماچ نمیکنم پدرشوهر مادرشوهرمو مثل جاریم و حرفای شیرین ک همه حقازو بدم ب شوهرم نمیدم ...دلم گرفته از این کنار رفتنه