دیشب اومد خونه ما گفت من نیستم شاید برم خونه خواهرم گفتم برای چی گفت همین جوری هفته دیگه عروسی داریم رفته خرید گفت تو با شوهرت برو الان خاله شوهرم زنگ زده میخوایم بریم بازار پانزده خرداد از کدوم مترو بریم
چقدر من بدبختم که مادرشوهرم خوشش نمیاد با من جایی بره 😔😔😔من محتاج اش نیستم خودم همه جا رو بلدم 😭😭
اصلا خرید رفتن با خانواده شوهر خوب نیست، سایزتو بفهمن، یا چقد پول لباس میدی، من مادرشوهرم با خواهرشوهر و جاری همیشه سه تایی میرن خرید یا پیش خیاط، منو خبر نمیکنن، بعد میان واسم تعریف میکنن😄 یا قبل از کرونا دسته جمعی با شوهرم .. میرفتیم پاساژ گردی من اصلا خرید نمی کردم خوشم نمیاد بفهمن چی میخوام بخرم یا سایز بدنم و بفهمن
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نه بیکار نیستم انقدر خوبی کردم در حقش این جواب خوبی من بدبخت نبود حالا براش دارم صبر کنه
تایپیکت قفل بود نتونستم اونجا بهت بگم
اولادیسک کمر من دارم دیگه دیسک نیسن پاره شده ببین در حد فلجی بهترین دکتر های تهرانم رفتم .ببین هیچ کس نگفت نمی تونی باردار بشی منم عملی بودم و الانم باردارم با وزن بالا تازه