پدربزرگم آدم بسیار شوخ طبعی بود. تقریبا 10 روز بعد از فوتش به خواب داییم اومده بود. داییم تو خواب متوجه نبود که پدربزرگم فوت کرده. به داییم گفته بود برای چی شما ناراحتین؟ من اینجا داره بهم خوش میگذره. اومدم پیش خواهرم
مامانم ی پیگیری کرد که داییم واکسن بزنه، پدربزرگم به خدا مامانم اومد و ازش تشکر کرد...