سلام به همگی
حالتون انشالله که خوبه
میخام یه چیزی براتون تعریف کنم و در نهایت کمک بخام
حدود مهر سال پیش بود من عاشق سریال فرار از زندان بودم بعد یه گروهی بود من عضو شدم
بچه هایی که با هم صمیمی تر بودن یه گروه زدن و منم دعوت کردن اولش خوب بود
بعد اونجا یه آقا پسری بود به شدت پاک و مطمئن و همه قبولش داشتن ایشون اون سال کنکور داشت
اینم بگم منم کنکور داشتم و زبانم ضعیف بود ایشون زبانش فول بود
اینجوری شد که ما بخاطر زبان با هم آشنا شدیم و گذشت کم کم شد ابراز علاقه و ایجور چیزا که همه درجریانین من خیلی خیلی وابسته شدم و جوری بود که همش منتظر پیامش بود واقعا هم دوسش دارم
گذشت و شد عید نوروز سر یکسری مسائل مادر من متوجه این رابطه شد و من کلا تمام نرم افزارام رو پاک کردم
توی این مدت یه دوست داشتیم که هم من هم اون آقا میشناختیمش و ازش مطمئن بودیم دانشگاه که قبول شدم نرم افزارام رو دوباره نصب کردم و اون دوستم که دختر بود شماره منو داشت
حرفای مادرم رو خیلی تاثیر گذاشت و سمتش نرفتم ولی از ته دلم دوسش دارم و به گفته خودشو و این دوستمون اونم دوسم داره
من و این دوستم با هم حرف میزنم اون برام ازش تعریف میکرد مثل اینکه کنکور قبول شده و دبیری زیست توی فرهنگیان درس میخونه
اون دوستم که اسمش مبیناست ازش میپرسه اگه من برگردم (اسمم ریحانه اس) دوباره مثل قبل هست یا نه
نمیدونم چرا و منظورش چیه ولی گفته نمیخاد برام دردسر درست کنه و میخاد گوشه گیری کنه درحالی من واقعا تصمیمی برای برگشت ندارم
حالا بنظر شما من چیکار کنم؟ دوست داشتنش واقعیه؟ چجوری بفهمم؟
خواهش میکنم کمکم کنین واقعا اعصابم خورد شده هم دلم دوسش داره هم عقلم میگه داره پست میزنه!
نظرتون چیه؟ هر کی هر نظری داره بگه
فقط بدونین هر چیزی که بین من و ایشون بوده فقط در حد چت بوده اما من جدیش گرفتم و وابسته شدم
من ۱۸ سالمه و ایشون تازه ۲۰ ساله شده
منم دانشگاه رشته مهندسی اقتصاد قبول شدم
دیگه اطلاعات کامل دادم تا بتونین کمکم کنین
اگه متنی هم دارین برای خدافظی و سوال و هر چیزی که بتونم ازش بپرسم بهم بگین
ممنونم