بچه ها توضیح دادم تو تاپیک های قبلی،من با یه اقایی دوست بودیم،۶ماه،همیشه دعوامون میشد تحمل یه روز دوریمو نداشت،همیشه زنگ میزد واقعا گریه میکردا،آره گریه،
ی مدت حس کزدم عوض شده دوستم نداره،همیشه میرف بیرون نیم یبار میگف حواسم بهت هست،دیگه اینجوری نبود اما اعتراض میکردم خودش قبول نداشت،البته قربون صدقه و همه چی بود اما خب زنگه و پیامه کمتر بودراین دفعه دعوامون شد،الان ۳روزه قهریم،کسی که طاقت نداشت،
مث همیشه گفتم کات،همیشه میگفتم زجه میزد ،التماس،این سری گفت نه بذار حرف بزنیم و فلان،گفتم باشه،گفت الان که خوابم میاد فردا،در صورتی ک بدون من خوابش نمیبردا،فرداش شد گفت میشه زنگ بژنم؟گفتم باشه،گفت بادوستام بیرونم فردا میزنگم،فرداش باز گف،گفتم زنگ نزن نمیخوامت بروووو،بااصزار ک نه کارت دارم،بزنگم گفتم باشه،باز گف والیبالم بعد میزنگم نزنگیییییید😐😐😐😐😐
امروز زنگ زدم گفتم بیا بیرون کارت دارم،اومد گفتم واقعا تموم ،اصلا ازت دیگه خوشم نمیاد و...
اولش گریه کزد گفتم ببین مث مرد باش،۲۸سالته،گفت نه مگ چی شده،ایندفعه منتظر تو بودم بیایی،ادامه دادم ببینم تا کجا نبودمو تحمل میکنی،گفتم اصلا،من میدونم چندوقته عوض شدی اینم نتیجش،باز گفت مامانم منتظرمه هی هم زنگ میزد رفت،باز گفت فردا میزنگم بهت😐😐😐😐😐منم بهش ویس دادم الان،گفتم چی میگی هی فردا فردا،کامل کاراشو توضیح دادم و گفتم بدی در حقم نکردی بلاکت کنم و خطم عوض کنم دیگه بیا درست خداحافظی کنیم،از رفتارات اذیتم،تو راحت بیرونتو داری میری،ایفون ۱۳میخری،منم ک خونم دارم داغونم،نباش خیالم راحت شه...
بچه ها چرا اینجوری میکنه اخه🥺😔😔😔😔خیلی دوسش داشتم خیلیییییی
ولی مقصر خود احمقمم بودم که تا دعوا میشد میگفتم خدافظ تاهمیشه ،عادی شد.الان سرزنشم نکنید کمکم کنید 😔😔تنها ادمی بود بااینکه من جداشدم براش مهم نبود،منو برا خودم میخاست هیچوقققققت بهم دست نزده