وام ک گرفتم ۱۰۰ تومن بود ۲۰ تومنشو داد جای قرض باباش از بانک
باقیشو جهیزیه خریدیم کل پولم پرداختش با خودمونه
طلا رو باباش خرید بعد چند روز نامزدم باهاش حساب کرد
بعد اون باباش گفت ی مقدار پول بهم بده من باهاش کار میکنم سودشو بهت میدم هر وقتم لازم داشتی برمیگردونم نامزد خنگم ۲۵ بهش داد ده بار بهش گفتم نده اون پس نمیده خودت باهاش کار کن گفت وا امکان نداره پس میده بعد ۲ ماه ازش خواست پس نداد گفت ندارم
بعدش باباش ماشین خرید پول میخواست نامزدم ۴۰ دیگه از پس اندازش بهش داد اونم بر فنا رفت
بعد قرار بود پدرش طبقه بالاشونو بده ما بشینیم یکم دستکاری لازم داشت سفید کاری و وصل کردن کابینتا اول باباش گفت خودم درستش میکنم شما بیاید توش ولی اونقد پشت گوش انداخت اونقد پشت گوش انداخت هیچ بنایی نیاورد تا الان نامزدم گفت خودم رفتم بنا اوردم بیاد ببینه درست کنه