حالا اعتقاد پیدا کن
عموی من وضع مالیش خوب شده بود
همش علنی جلو همه میگفت میخوام زن بگیرم
خانمش هم میگفت خونه رو به نامم کن، برو زن بگیر
یهو دیدیم زمین تا آسمون عموم تغییر کرد
دیگه ایم زن گرفتن نیاورد که هیچ، قربون صدقه زن عموم هم میرفت
بعد ها فهمیدیم زن عموم رفته پیش دعا نویس و اون ی کار کرده که عمون کلا شهوت.ش بسته بشه
این عین جملش بود