صبح یه اتفاقی قرار بود بیفته برام که اصلا بد نبود ولی من ترسشو داشتم
از ساعت پنج که خواب همون اتفاق رو دیدم بیدار شدم بدنم مور مور شد و نفسم تند تند میزد ضربان قلبمم رفت بالا و احساس سرما شدید کردم بدنم میلرزید ولی خونمون هم شوفاژ هاش هم بخاریش روشن بود
چند دقیقه بعد بالا اوردم
رفتم جلو بخاری نشستم و گریه میکردم همونجا بدون هیچ پتویی رو پارکت خوابم برد نیم ساعت بعد مامان بزرگم دید مثل مرده ها افتادم کنار بخاری بدنمم سرده سرد نگران شده بود بیدارم کرد دوباره حالم بد شد بالا اوردم
همش فکر فرار میزد به سرم که فرار کنم
نفسم تند میزد قلبمم داشت از سینم در میومد
موقع رفتن دوبارع بالا اوردم
تو راه همش احساس مرگ کردم
دوباره وسط راه بالا اوردم نفسم بند اومد از حال رفتم
تا وقتی گفتن قضیه کنسله دیگه حالم خوب شد
هنوز قلبم تند میزنه و ناراحتم
این حمله پانیک بود؟