سلام من دو سال و ی ماهه با ی آقایی دوستم دوست ک رابطمون خیلی ازدواجیه قرار نبود دوست باشیم ی روز باعم حرف زدیم مشخصات و پرسید و ازم خوشش اومد بعد زنگ زدن به خانوادم ک خانوادم قبول نکردن ماهم تصمیم گرفتیم باهم صحبت کنیم تابیشتر باهم اشناشیم تااونم شرایطش اوکی شه دوباره بیان خاستگاری الان دوتا مشکل بزرگ هس اینکه ۱۱ سال ازم بزرگتره دوم اینکه نامزد داشته نامزدش با ۳ نفر بهش خیانت جنسی کرده جدا شده ک مدارکشم دیدم الان دارم دیوونه میشم مراسم عقدشونو تو ذهنم تصور میکنم اینکه عاشق دختره هم بوده و اینکه ی دختر دیگه رو بغل کرده و هزار جور فکر دیگه شب و روز ندارم
دومیم خب عاشق بوده دیگه شاید خودتم قبل اون یکی دوسش داشته باشی... تازع شانس اوردی ک بهت گفته مردا الان همزمان با ۱۰ نفرن میرن زنم میگیرن اصلا نمیزارن زنه بفهمه
آدما تو تاریکی از تنهایی نمیترسن ازینکه تنها نباشن میترسن:)
ببین عزیزم این بستگی ب خود ادم داره. بعضی براشون مهم نیس .ولی خودت ببین ایا میتونی با این اقا ک نامزد داشته و دوسش داشته کنار بیای. البته این چیزا دیک عادی شده . خیلیا هستن ب عشق اولشون نرسیده و رابطه هم داشتن ولی نامزد نبودن. پس اگ فک میکنی مرد خوبیه اهل زندگی قبولش کن. ولی اول با هودت کنار ببا بعد جون با خودت کنار نیای باهاش ازدواح کنی با حرفات نا خداگاه
اذیتش میکنی
نمیدونم یه سال یا ۱۰ ساله یاشاید ۶۰ سال یا... دیگ اثری از من نیس. من همراه با همه درد ها رنج ها عذاب ها حسرت ها آرزو ها و کمی خوشی خاک شدم اثری از من نیس همه فراموشم کردن منی ک ناخواسته دنیا اومدم ب اجبار زندگی کردم و در انتظار مرگ نشستم ی جایی دیگ زورم ب زندگی نرسید تسلیم شدم دیدم ۳۰ سالم شد غمگین تر از این
بعد عاشق دختره بوده درحدی ک فهمیده طرف دختر نیس باز ولش نکرده ی ماه قهرکرده فقط بعد داداش دختره اعتیاد داشته طلاهای دختره رو برده فروخته دودکرده رفته عین همونارو براش خریده آخرم یک و نیم میلیارد مهریه تقدیم خانوم کرد