در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است. ولی آیا اگر به سمت آن شی بی ارزش نمیرفتم واقعا میفهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم...؟
و پس از اندوه هایمان همچون بهار زنده خواهیم شد گویی که انگار هرگز مزه ی تلخی را نچشیده ایم....! 🔮🍂 اون که جدا میکنه عطر نیست مغز توعه.🧠 اینا که میگی حقیقت نیست فرض توعه. تو به چیزی که به نفعت باشه ایمان داری دو دفعه صبر اومده برگرد بری نقض توعه☻️🧡 یه زندگی از تو طلب کارم. آیینه ها میگن افسردگی دارم. روزای خوبی نیست درگیر و دلگیرم. با این همه رویا از زندگی سیرم از آدما خستم از همه ترسیدم. تو منو کی کشتی که من نفهمیدم؟