بچه ها من دوست دارم پدربزرگ هام بیان به خوابم هردوتاشون رو توی سال وقتی دوم بود ازدست دادم خیلی بعد بود فقط سه ماه اختلاف هردو مردند خلاصه من همش گریه میکردم بیا به خوابم اواخر
دیشب خواب دیدم سالگر بابزرگ پدریم همه هستند منم پدربزرگم تو اشپزخانست فقط من میبینمش هیشکی نه من گریه میکنم هی هی خوشحال میشم ... دخترخاله بابام گفت ماهک دیوونه شده😐 خاله ی بابام مادرش .... گفت نه چون ماهک هردوتا پدربزگاش رو توی یه سال از دستت داده اینطوری شده کسی میدونه
ببخشید اگه طولانی شد اینم بگم تا سالگرد بابازرگ مادریم سه ماه مونده و پدریم اوند بخوام ۶ ماه