2777
2789
عنوان

جاری

| مشاهده متن کامل بحث + 436 بازدید | 19 پست
یه مدت این کارو میکردم دیگه چندبار خواهرشوهرم گفت از بچیگیته که بازی میکنی با بچه ها نمیدونم فلان و. ...

به من بگن مستقیم میزنم برجکش میاد پایین
میگم عزیزم شما برو با بزرگترا بشین تا یه چیزی یاد بگیری من دیگه لازم نیس چیزی یاد بگیرم
بعدشم بچه هست که باهخاش بازی کنیم دیگه بچه  که شاد باشه و شما شادیشو ببینی شاد میشی یه حسه خیلی عالیه اگه تجربشو نکردی پیشنهاد میکنم حتما یکی دوبار باهاشون بازی کنی متوجه میشی چی میگم

اصلنم خجالت نداره فقط کافیه با لحنی آروم و دوست داشتنی اینو بگی آخرشم یه لبخند عالیه پسرکش تحویلش بدی

جاده زندگی را خدا هموار میکند کار من فقط برداشتن سنگ ریزه هاست
اونا میان با بچه هاشون میگن می‌خندن من تنها بچه ندارم ساکتم برام خ سخته

منم همین اوضاع بود باورت میشه خوشم نمیومد برم خونشون؟کلا معذب بودم.اونوقت کل نامزدیمون تو خونه ی مادرشوهرم گذشت.

کاش تو بودی تو سرنوشتم،کاش غم مهمان همیشگی من نبود،کاش زندگیم  فقط با خیالت طی نمیشد

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

منم همین اوضاع بود باورت میشه خوشم نمیومد برم خونشون؟کلا معذب بودم.اونوقت کل نامزدیمون تو خونه ی ماد ...

منم الان 4 ماهه نرفتم خونه مادرشوهرم مثل تو

خدایا خودت میدونی که من همیشه به مادرم احترام گذاشتم تاجایی که تونستم هواشو داشتم بیشتر از همه غمشو خوردم اما اون جای مهربونی از دهنش سم مار بیرون میریزه . حتی داداشمو که این همه مادرمون حقیر میکنه رو بیشتر از من دوسش داره . اینا حرفای یه بچه نوجوان نیست . حرفای یه زن ۳۰ ساله ست که خودش بچه داره. خدایا خودت کاری کن سر مادرم به سنگ بخوره. دیکه از تحمل این همه سردی خسته شدم. راستی خداجون ممنون بابت همسر مهربونی که بهم دادی همسری که خودش یه تنه جای همه مادر پدر خواهر برادر رو برام پر میکنه. خدایا پسرم و شوهرم رو در پناه خودت نگهشون دار . آمین❤️
من الان 5 ماهه دارم نفس می کشم.


  منم

خدایا خودت میدونی که من همیشه به مادرم احترام گذاشتم تاجایی که تونستم هواشو داشتم بیشتر از همه غمشو خوردم اما اون جای مهربونی از دهنش سم مار بیرون میریزه . حتی داداشمو که این همه مادرمون حقیر میکنه رو بیشتر از من دوسش داره . اینا حرفای یه بچه نوجوان نیست . حرفای یه زن ۳۰ ساله ست که خودش بچه داره. خدایا خودت کاری کن سر مادرم به سنگ بخوره. دیکه از تحمل این همه سردی خسته شدم. راستی خداجون ممنون بابت همسر مهربونی که بهم دادی همسری که خودش یه تنه جای همه مادر پدر خواهر برادر رو برام پر میکنه. خدایا پسرم و شوهرم رو در پناه خودت نگهشون دار . آمین❤️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز