دقیقا ده سال همچین مادرشوهری و تحمل کردم
تازه شوهرم می گفت مگه چیه کمکت می کنه
اصلا من شاید دوست نداشته باشم کابینت من و ببینه
دختراش هم زنگ می زد میومدن
اونا هم راحت بودن
تا تو کمد لباسام و کار داشتن
شوهر خواهر شوهرم از راه میومد ژیلت می خواست می پرید تو حموم
جاریم هم میآوردن می گفتن راحت باش
همین آدم ها من ودده سال حتی دعوت خشک و خالی هم نکردن
دو ساله ندیدمشون راحت 😎😎😎