به شوهرم میگم بریم سر خونه زندگی میگه دستم خالیه ،بابام تو کتش نمیره میگه برید هر روز یکی داره بهم تو خونه نیش میزنه چرا نمیرید (ما ترک هستیم پدرم نمیزاره زیاد عقد بمونیم یکسال شده الان )،جهیزیه ام کامله تقریبا ..حس اضافی بودن دارم بینشون ...بخدا من فقط برای شام و جای خواب میرم خونه وگرنه صبحانه ناهار شرکتم ...هیچ کدوم درک نمیکنن من چه فشاری دارم تحمل میکنم فشار کار،فشار قسط،جهیزیه،فشار خانواده خودم شوهرم ....پشیمونم از ازدواج کردنم