کلا شوهرم همش میگه داداشم گناه داره بگو بیاد این دو ماه همش پلاس خونه ما منم نمیتونم چیزی بگم ولی خو ...
خب چه ربطی به جاریت داره الان مقصر شوهرته نه اون
یه مامان شاد و پرانرژی که جز شادی و ارامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ، خونه بهم ریخته مرتب میشه ، چای سرد شده رو میشه عوض کرد ، غذای یخ شده رو میشه داغش کرد، ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما دیگه بچه هامون 1ساله یا 2ساله یا 3 ساله و ... نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم پسر کوچولوی من مامان عاشقته
این یکساله که اینطوریه یه هفته میاد اینجا بقیش میره پیش خانوادش اصلا اینجا نیست شوهرم میگه نمیشه دا ...
خب باز مقصر جاریت نیست که تقصیر شوهرته
یه مامان شاد و پرانرژی که جز شادی و ارامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ، خونه بهم ریخته مرتب میشه ، چای سرد شده رو میشه عوض کرد ، غذای یخ شده رو میشه داغش کرد، ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما دیگه بچه هامون 1ساله یا 2ساله یا 3 ساله و ... نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم پسر کوچولوی من مامان عاشقته
برادرشوهرت هم مقصره هم شوهرت هم جاریت .اگه برادرشوهرت مجبور بشه غذا درست کنه سر دو سه روز میره دنباله زنش .خودت غیر مستقیم بهش بفهمون وگرنه همین آش و همین کاسه هست