سلام خیلی دلم گرفته دیگه خسته شدم شوهرم از اون موقع تاحالا که با داداشش شریکی مغازه زدن پدر من دراومده مغازه ام دم خونه ماست روز هایی که خونه نیست همش میگه این و ببر یا اون و ببر روز هایی که خونه نیستم داداش خیلی راحت میاد خونه ما میخوابه بعد که میام خونه میبینم خونم کثیفه یه روز باید بزارم برای تمیز کردنش سنیم ندارم ۲۰ سالمه ۳ سال عروسی کردم پدر پدرم دراومده