سقطش نکن وگرنه تو هم مثل شوهرتی فقط فرقش اینه که شوهرت احساستو کشته تو جان بچتو به نظرم کار تو وحشتناک تر هستش هیچ کار خدا بی حکمت نیست شاید این اخرین مهلت مادر شدنه تو در کل عمرت باشه به خصوص که با کلی دارو با ردار شدی الان دیگه مثل قبل نیست بچه که به سن قانونی رسید حق انتخاب داره که با باباش بمونه یا مامانش
تور رو به عزت حسین نکن وگرنه میدونم توی این ماه محرم اگه بکنی خیلی بد می بینی اون الان جان داره نفس میکشه تو چطور مادری هستی که راضی هستی بچتو بکشن شوهرت خیانت کرده به درک این همه بچه بدون پدر بزرگ میشن
بهانت اینه میترسی شوهرت ازت بگیره خوب بگیره اینم سرنوشت اونه ولی تو حق نداری می فهمی حق نداری بکشیش کفر نگو نزار به پای خطای پدرش بسوزه هیچ تصور کردی شاید اون قراره یه دکتر دلسوز باشه یا یه ادمی که واسه همه مفیده من مطمعن از لحظه ای سقط می کنی تا لحظه مرگت توی عذاب وجدان هر روز می میری اگه هم عین خیالت نباشه یه روزی یه جایی یادت میاد و دلت کباب میشه