گلی منم پدرشوهرم بهمون پول داد و خونه خریدیم به اسم شوهرم و نصف به اسم من. پسرش باهاش تو یه اتاق زندگی میکنه با دو بچه ولی به اون چیزی نداد که مستقل بشه.
من جای جاری هستم ولی دلم خوش نیست. زندگیم بیخود و بی جهت داغونه. همیشه قهر و دعواست بااینکه نمیزاریم کسی بفهمه و به ظاهر خوشبختیم.
هربار که اشکم درمیاد حس میکنم توی خونه ای که حرام هست زندگی میکنم و تاوان میدیم. شوهرم الان وضعش خوب شده و میتونه پول باباش رو برگردونه ولی هرچی میگم بهش پس نمیده. رنجش رو من و بچم میکشیم.