بچه ها من دیروز یه جایی بودم که یهو یه خانومی برگشت بهم گفت که تو خیلی پا درد داری (راست میگفت )بعدش گفتش که نزدیک غروب سردرد میگیری (راست میگفت) و گفتش که دستاتم درد میکنن (اینم راست گفت )و اینکه من خواب درستی ندارم صبحا خوابیدما ولی بیدارم (اینم راست گفت )بعدش بهم گفت دخترم تو موکل داری که اون این سنگینیو انداخته روی تو من الان چیکار کنم اخه کل خانواده مادریم چه همچین چیزیو دارن