میگم تو این قسمت که فرهاد مرغ امین و باز میندازه دوره گردن شهرزاد
خیلی قشنگه فقط بوسشون کمه
نگاهم به آسمان است ... خدا مرا اجابت خواهد کرد ...من مطمئنم روزی که بسیار نزدیک است فرشته ای برایم خواهد فرستاد تا بگوید ان مع العسر یسری...و آن روز خدا آرام نجوا میکند اکنون نوبت توست ..... مادر باش. دخترم بهار به زندگیه منو بابا خوش اومدی
فرهادم خوب بود.ولی تو دنیای واقعی معمولا اینطور نیست.خب وقتی قباد اونطوری عاشق شهرزاد بود بهتر بود شهرزاد بخاطر بچش هم که شده دل میداد بهش. نمیدونم....شایدم اشتباه میکنم!!
فرهاد کجاش بیچارس، اون موقع که بعد از نجات پیدا کردنش تا چند وقت برا شهرزاد کلاس میذاشت و تحویلش نمیگرفت یادتون نیست ؟؟؟ بعدشم که خیلی راحت عاشق یکی دیگع شد ، اون یکی زنه. در کل احساس عمیق اصلا به نقشش نمیاد ، بهش میاد کاملا منطقی باشه و بس
من شهاب حسینی و بازیشو خیلی دوست دارم ولی تعجب میکنم که خانم ها میگن چرا شهرزاد رفت با فرهاد ازدواج کرد،یعنی تو دنیای واقعی اگه سر هر زنی این بلاها بیاد انتظار داریم منتظر مردی بمونه که آلت دسته؟یعنی همین طور میموند به اسم عروس سابق دیوان سالارها تا شاید فرجی بشه و قباد باز بیاد سراغش؟عشق زیاد الکی به چه درد میخوره؟فرهاد حتی شب عروسی شهرزاد هم اومد و کتک خورد اگه بعدش هم ازش دوری میکرد چون زن کسی دیگه بود و به موقعیت شهرزاد به عنوان یه زن متاهل احترام میذاشت
شب سیه گذر کند،غم از وطن سفر کند،دوباره میخندیم،دوباره میخندیم....
من سه بار اون سکانس رو دیدم و سه بار هم گریه کردم کسی که عاشقه واقعا میتونه اون لحظه رو درک کنه و باهاشون همزاد پنداری کنه قسمت اخرشم فوق العاده تموم شد و فیلم هندی نشد کار درست هم شهرزاد کرد اگر قباد خیلی عاشق بود یه ماری میکرد نه اینکه شهرزاد ولش کنه قباد عاشق نیست اگر بود بچه رو نمیبرد که شهرزاد نبینتش کلا رشد نکرده از بس تو سرش زدن
بازی عالی قباد آدمو تحت تاثیر قرار میده و ازش خوشتون میاد ولی یه لحظه فکر کنیم زندگی با کدوم مردو تو واقعیت ترجیح میدیم؟قباد واسه من نمونه پسرهای عاشق پیشه است که فقط میخوان عشقشون مال خودشون باشه ولی به حاطرش هیچ کاری هم نمیکنن و زندگی باهاشون وحشتناکه
شب سیه گذر کند،غم از وطن سفر کند،دوباره میخندیم،دوباره میخندیم....