مادربزرگم با ما زندگی میکنه
من مامانم شاغله وقتی میره سرکار منو تنها گیر میاره مثل اینکه هر گرفتاری خودش داره موقع کار کردن خودش به من فحش میده از سرطان بگیری شروع میکنه تا فحشای ناسزا تهمت میزنه
من یه ادم شادی بودم و الان یه ساله افسرده شدم تو این ی سال فقط یه جا نشستم کار به کارش ندارم چندبار با مامانم رفتم بیرون اونم واسه این بود ک میرفتم دکتر
امروز داشت اونورو جارو برقی میکشید چند تا تار مو بود شروع کرد به غر زدن
به حال خودم فقط گریه میکنم که محتاج اینام
شما همچین کسایی رو تو خانواده دارین؟