سلام یه مدت بود شوهرم هرشب دیر میومد خونه دوشب زود میاد امشب خیلی مهربون بود وهمش میخاست بازبون بی زبونی بگه بیا پیشم ولی من چون خیلی ناراحتم ازدستش اومدم تو پذیرایی خوابیدم الان نمیدونم کاردرستی کردم یا نه عذاب وجدان گرفتم بخاطر دیراومدن هاش وکم محلی کردناش ازش ناراحت بودم
باورتون میشه به جایی رسیدم که دوست دارم مجرد باشم و آزاد انگار بی معنی شده همه چیز برام نه حسی نه علاقه ای نه شور وشوقی دارم افسردگی میگیرم گمونم وبی علاقه نسبت به زندگی
باورتون میشه به جایی رسیدم که دوست دارم مجرد باشم و آزاد انگار بی معنی شده همه چیز برام نه حسی نه عل ...
برا چیزا الکی تو خودت نرو یکم کلیپ های دکتر حبشی رو دانلود کن بخون زندگیت خوب میشه من امتحان کردم بعدم دوتا بچه داری کجا بری زندگیتو بساز تو بری یکی حاضر کرده میاد و خوشبخت میشه با شوهرت تازه اونم فقط با محبت کردن مردا با محبت خر میشن چه خری اماحان کن فقط محبت کن از امروز بهش و دوستت دارم رو بگو بهش ی وقتا پیام بده بهش در چه حالی عزیزم یا حالت چطوره عشقم از کلمات قشنگ استفاده کن مردا عاشق این کاران
ممنون گلم اتفاقا بزرگترهام اینومیگن بهم ولی انگار من دیگه آدم ثابق نیستم واقعا حسی ندارم وعلاقه ای ا ...
هیچ وقت همچی کاری نکن برا راحتی خودت بچهاتو بی پدر و بدبخت کنی و بچه طلاق الن برا دختری که طلاق گرفته ننه باباش تره هم خورد نمیکنن نکن بچهاتو بی پدر نکن فردا با هر کسم ازدواج کنی برا بچهات پدر نمیشن و اذیت میشی بمون و زندگیتو بساز از همی الان شروع کن و برو کنارش بخاب و از فردا فقط تا ی مدت عشق بده بهش ن قهر ن دعوا ن دلخوری حتی اگه دیر اومد شام نخور بگو واستادم تو بیای چند بار ببینه واستادی به خاطره توام شده زود میاد
چجوری محبت کنم بهش دقیقا بهم یاد بده چه کارهایی بکنم وچه حرفایی بزنم بهش.راستی یه بچه دارم
مرا 10 تا بچه هم بیارن بازم محبت زنشونو میخان ما زنا بعد بچه یادمون میره شوهرمونم محبت میخاد ببین عزیز اول از همه قهر خیلی بده و عادتون میشه دوم اگر مشکل داری با حرف اونم زمانی که حالش خوبه مثله این دو روز که گفتی مهربون شده تو باید از همی دو روز استفاده میکردی برا محبت جذب کردن بیشتر شوهرت ببین زندگیتو بساز و قوی باش فکرا منفی رو هم بریز دور که سرد شدم و این چرتا
من سر شب شام میخورم که گشنه نمونم ولی موقع اومد میگم واستادم تو بیای و با اونم میخورم که فکر کنه برا اون واستادم شبا همیشه ارایش کرده با تاپ و دامن کوتاهم و به خودم عطر میزنم و میگم میخندم باهاش کنارش میشینم دستشو میگیرم از دوست داشتنش میگم ووووووو خدایی سه ساعت پیام ندم زنگ میزنه چیکار میکنی یاد من نمیکنی انگار معتاد پیگیریای من شده
جدی میگی خب دیگه چیکار میکنی بهم یادبده بیشتر من شام نگه دارم براش یا نمیخوره یا اگه بخوره سرگاز دوت ...
خوب از بس خوردی شامتو تنها میگه تو سر شب شامتو بخور اخر شبم تا اوند گرم کن غذاتو و بیار با عشق باهاش بخور ن غر بزن ن حرف بدی فقط کنارش بخور غداتو و برو بخاب باهاش و این که همیشه مرتب باش براش اگرم میخای حرفی بزنی وقتی بزن که حالش خوبه شبام که دیر میاد پیام بده عزیزم دلتنگتم بدون تو خوابم نمیبره میشه زود بیای وقتیم اومد فقط عشق بده چند شب این کارو بکن ببین چی میشه
فدات عزیزم تو باید خودت زندگیتو بسازی و به همه نشون بدی چقدر با عرضا و باهوشی تو زندگی مشترک نزارم کسی از خانوادت بفهمن از راز زندگیت حتی مادرت و همیشه حتی اگر دلخوری و قهر اجازه نده حتی مادرت بفهمه یا حتی بی ادبی کنن به شوهرت اینا باعث میشه مرد زنشو بپرسته