ولی پیرو تاپیک قبلم رفتیم درخواست طلاق دادیم بعد مشاوره بعد خدمات قضایی از خدمات قضایی که اومدیم بیرون گیر داد میرسونمت دیدم یه دستبند دستش ازین چرم طلا دارا تو ماشین خودمو زدم به اون راه یواشکی در آورد قایم کرد معلوم بود کادو دوس دخترش ۲ شب پیش هم یه بنده خدایی به خواهرم پی ام داد فلان کافه میای اسم کافه شوهرم گفت خواهرم گفت اونجا میشناسی طرف گفت آره صاحبش یه دوس دختر فاب داشتو هر شب باهام اونجا بودن و تک پر بودن با اینکه همه اینارو فهمیده بودم ولی باز حالم بده داغونم آخه مگه من عروس ۳ ساله چیم کم بود که هر شبش با یه خیابونی بود مسافرت خارجش با اون بود واسه من نداشت دارم خفه میشم پس خدا کجاست
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بستگی به ریشه ی خانوادگیش داره از بنیه سست بار آمده دین و اعتقادات معنوی ایشون صفر
نگو اینارو خانواده این ۱ مشت متظاهر و جا نماز آبکش هستند داشتند ازین که من آزاد لباس می پوشیدم سکته میکردند مادرش هر روز تو این حوزه و اون روزه پدرش سالی ۲ بار کربلا تازه از من ایراد می گرفتند