دختر دختر دایی بابام
چهرش که عملی
بچه طلاق
مامانش هر روز صیغه یکی خواهر دو بار طلاق گرفته
میریم خونشون راحت شراب و... میخورن
خود دختر هم با هر کی تو فامیل بوده دوست بوده
داداش بزرگم به این کوچیکه گفت این دست مالی منم هست بهت میگمکه مدیونتنشم
حتی پسر عمه هامم اومدن دم خونه گفتن میخواد حتی مارو بزنه همبزنه ما نمیزاریم اینکارو یکنه
از همه گذشته یه مریضی ارثی دارن مث ام اس
دیگه نسل تا نسلش اوت مریضی رو دارن
اصلا موندیم چیکار کنیم