یه بار گفتم دوست ندارم بچه ام بره سمت خانواده شوهرم من و کوبوندید چرا آخه چرا منی که شب و روز از دست مادر شوهرم پدر شوهر اشک میریزم گریه کردم زجر کشیدم ابروم رفته مریضی اعصاب گرفتم. زندگیم خراب شد به دختر مظلوم 18 ساله بودم.. آخه بی انصافیه بی انصافیه کسای که دشمن من بودن بچه ام بخواد عاشق اونا باشه آخه چرا بچه ای که من زایدم من سختی بزرگ شدنش کشیدم بره سمت کسایی که اذیتم کردن آخه چرا چرا به خدا این انصاف نیست
❤❤خدایا شکر که هوامو داری یکم بیشترتر هوامو داشته باش بتونم مغز و روان و قلبم رو سروسامان بدم❤❤اگه نظرات ما با شما فرق داره چون اثر انگشت ما با شما متفاوته ؛ پس قرار نیست بخاطر عقایدی که آسیبی به همدیگه نمیرسونه باهم جنگ و جدل و بحث کنیم
عزیزم میدونم خیلی سختته ولی بچه معصومه تو دعوای بزرگترا قاطیش نکن بچتم وقتی بزرگ شه ببینه اذیتت میکنن خودش متنفر میشه خودخوری نکن
انسان غرق شود قطعا میمیرد! چه در دریا چه در رویا چه در دروغ چه در گناه چه در خوشی چه در قدرت چه در جهل چه در انکار چه در حسد چه در بخل انسان بودن به تنهایی یک دین خاص است