2777
2789
تو تاپیک هام  هس

خوب عزیزم تاپیک قبلیتو یه نگاه کردم. یه چیزایی دستم اومد.

صب کن بقیشم بخونم بیام

بریت ماری چشمهایش را میبندد. کنت چشمهای بریت ماری را میبوسد. اوایل ازدواج همیشه این کار را میکرد. بریت ماری دیگر تنها نبود. چون کنت به او نیاز داشت و وقتی کسی به تو نیاز داشته باشد،دیگر تنها نیستی.

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

خووووب پس قضیه اینجوریه.


بریت ماری چشمهایش را میبندد. کنت چشمهای بریت ماری را میبوسد. اوایل ازدواج همیشه این کار را میکرد. بریت ماری دیگر تنها نبود. چون کنت به او نیاز داشت و وقتی کسی به تو نیاز داشته باشد،دیگر تنها نیستی.
کاش پیاما بیشتر بود حداقل  فقط یدونه فرستاده که کجای حتما اینم فراموش کرده بپاکه

عزیزم کدوم شهری؟ که اول یه کم آشنا شیم.

من ۳۶ سالمه. ۱۶ سالگی ازدواج کردم الانم از زندگیمراضیم نه به خاطر اینکه از اول همه چی گل و بلبل بود. نه

فقط به خاطر اینکه تلاش کردم.


بریت ماری چشمهایش را میبندد. کنت چشمهای بریت ماری را میبوسد. اوایل ازدواج همیشه این کار را میکرد. بریت ماری دیگر تنها نبود. چون کنت به او نیاز داشت و وقتی کسی به تو نیاز داشته باشد،دیگر تنها نیستی.
عجله نکن...از شماره خودت زنگ نزن. بعدا سر فرصت از شماره همسرت زنگ بزن....اگه از دوستاش بودن عذرخواهی ...

هر بار قفل گوشیش فهمیدم عوضش کرد  خودم نمیخام زنگ بزنم اگه پسر باشه بعدا برام حرف در میارن دنبال یه چیزی از من همش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز