برا داستانه؟؟ی دختری ب اسم صبرا عاشق ی پسری میشه ب اسم محمدصدرا و هی خانوادها راضی نمیشن و بخاطر دور بودن و غریب بودن ..ولی مث اینکه صدرا تلاششونمیکنه و جا میزنه و صبرام ازدواج میکنه و پسره هم بعد ی مدت ازواج میکنه و ..۶سال میگذره از این قضیه
گرنگه دار من آن هست که من میدانم شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.