سلام .بچه ها من 8سال درگیر این موضوع بودم که بچه دوم بیارم یا ن . شب وروز پسرم گریه میکرد که من بیکسم و تنهام . دیگه پسرم 8سالش شدم تازه 4روزه فهمیدم باردارم . البته در اقدام بودم 5شش ماهه . الان هیچ حسی ندارم . بشدت دلم گرفته . بیشتر وقتا گریه میکنم . من عاشق پسرمم . فقط و فقط اون دلیلم بود واسه بچه دوم . و گرنه نه اعصاب و نه روحیه اشو دارم . الان خیلی از آینده میترسم . نمیدونم میتونم از پسش بربیام . ولی حوصله هیچی ندارم . بیشتر از قبل هم عاشق پسرم شدم و کنارشم . نمیدونم دلتنگم . حس تنهایی و بیکسی و ترس و همه چی افتاده به دلم . گفتم باهاتون حرف بزنم آروم بشم . شوهرم ذوق داره من ن
هم اعصاب ندارم هم با این وضعیت مملکت میترسم ی بچه دیگه بیارم واسه همین خیلی دودلم همسرم دلیلش ...
بخدا من از هیچ لحاظی واسه پسرم کم نزاشتم . عین رفیق بودم براش . ولی باز گریه میکرد و بچه های دیگه که خواهر برادر داشتن نشونم میداد و.میگفت من بیکسم . منم گفتم خودمو اعصابم به جهنم . تنها کاریه که بچمو خوشحال میکنه . ولی الان با خودم درگیرم . ولی پسرم ذوق داره و شاده
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خدایا شکرت🙏 ذخیره تخمدانم کمه اگه سوالی در این مورد داشتین تاپیک آخر خودم بپرسید جواب میدم. 👇🏻👇🏻👇🏻 👨👩👧 بدن پس از زایمان عزیز من! اول از همه من از تو متنفر نیستم، برعکس، من خیلی بهت افتخار میکنم. تو یک انسان کامل رو در خودت رشد دادی، او را گرم و ایمن نگه داشتی و به او اجازه دادی تا رشد کند، سپس با شجاعت و از خود گذشتگی او را رها کردی تا به دنیا بیاید. تو اورا تا زمانی که توانستی تغذیه کردی و من به این افتخار میکنم!!! تو شکست نخوردی، تو کارهای شگفت انگیز انجام دادی... ممکن است متفاوت از گذشته باشی، اما زشت، آسیب دیده یا زخمی نیستی... تو زیبا هستی و من به تو افتخار میکنم❤️
هم اعصاب ندارم هم با این وضعیت مملکت میترسم ی بچه دیگه بیارم واسه همین خیلی دودلم همسرم دلیلش ...
عزیزم منم مثل شماست شرایطم به خدا گیج گیجم دورو بری ها یه سری میگن تو این اوضاع معلوم نیست چی بشه برای چی دوباره بچه بیاری یه سری میگن نه همیشه همین بوده. به نظرم تصمیم بینهایت سختیه