مادرم پرستاره
از بچگی شبا خونه نبیس، روزا هم نیس، وقتی هم که هست طفلکی استراحت میکنه، به خونه و زندگی نمیتونه خوب برسه، اختلال خواب گرفته بیاعصاب و پرخاشگر شده.. بعضی وقتا از سرکار میاد میشینه زمین گریه میکنه.. میگه یه صحنه هایی میبینه که اگه من ببینم تا سه روز چیزی نمیخورم.. وقتی دکتر کار خطایی میکنه پرستارو سرزنش میکنن.. حقوقش نسبت به کاری که میکنن کمه
منو قسم داده نمیزاره پرستار بشم😢 همیشه میگه اگه خواستی کسی رو نفرین کنی بگو ایشالله پرستار بشی