2777
2789
عنوان

عشق 12 سال

| مشاهده متن کامل بحث + 758 بازدید | 51 پست

ببین حتی اگه پسر بدی باشه اگه واقعن همو دوس دارید هرجور شده ازدواج کنید چون بعدش اگه با کسی دیگه وارد زندگی بشید همش چشمتون دنباله همه و نمیتونید از زندگی لذت ببرید و یکی دیگه رو بدبخ میکنید

خودشو ثابت کرده دیگه چرا بد باشه؟

چون پدر من به شدت عصبی هست و یک دنده هست مادرم به تبعیت از ایشون میگه نه چون بابام میگه نه میترسه که بابام بلایی سر ما بیاره و فلان...واسه همین‌مادرم هرکاری میکنه که ما جدا بشیم کوتاه بیایم که فشاری به بابام نیاد کاری دستمون بده

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چون پدر من به شدت عصبی هست و یک دنده هست مادرم به تبعیت از ایشون میگه نه چون بابام میگه نه میترسه که ...

مشاور برو ازشون بخوا با پدرت صحبت کنه 

یا از بزرگای فامیل که بهشون اعتماد داری کمک بخواه 

اره

شما متاهل هستید؟ 

و اینکه بخدا توی دوراهی بدی هستم بخدا همش شبها کابوس میبینم همش تنم به لرزه هست....همه ی این سال ها به خاطر دعای پدر و مادر صبر کردم...پدر و مادر من دلسوز هستند ولی عاقل نیستند...اخه به امام حسین نمیتونم تصور کنم حتی یک لحظه هم ایشون نباشه توی زندگیم‌.. ولی اینا میگن عشق بین تون نیست این چون سنت کم بوده گولت زده بخاطر مال پدرت با اینکه ایشون گفته دخترتون رو از ارث محروم‌کنید من بازم روی سرم میزارمش.... گفته میخواین مطمئن بشید من پاکم اهل هیچی نیستم یک هفته یک ماه منو توی یک جا حبس کنید که بفهمیدمن اهل هیچی نیستم... اینم گفته هرچی مهریه بگید مهرش میکنم.... فقط من پرینازو میخوام

خب مشکلش چیه چرا خونوادت مخالفت میکنن 

میگم اول گفتن دوست هستید پدرم گفت از خط قرمز من گذشته... 

باز اومدن گفتن تحصیلات نداره رفت درسشو خوند... 

اومدن گفتن خونه نداره رفت خونه ساخت... 

باز اومدن گفتن فلانی گفته معتاد هست...منم گفتم هر آزمایشگاه ایران خواستید میریم آزمایش میدیم خود ایشونم گفت منو اصن یک هفته توی خونه جایی حبس کنن اگر معتاد باشم مواد میخوام دیگ اونطوری میفهمن...

هربار بهانه.... 

انگار همه چی قفل شده... 

خانواده من به ظاهر نمیگن ولی فکر میکنن‌داماد دکتر و اینطور موثعیت ها خوشبختی میاره

مشاور برو ازشون بخوا با پدرت صحبت کنه  یا از بزرگای فامیل که بهشون اعتماد داری کمک بخواه



مشاور رفتم بارها و بارها پیش افراد قَدری هم رفتم ولی حق رو به من میدن تا مادر و پدرم اشک میریزن جلوشون ..فقط میان پیام به من میدن یا یواشکی مشاورها بهم گفتن خدا با این پدر و مادرت بهت صبر بده .. همشون‌گقتن تصمیم آخرو باید خودت بگیری....

چير خاصي تعريف نكردي بگيم بد يا خوبه! علت مخالفت ١٢سالعه بايد خيلي فراتر از اينا باشع

عزیزم گفتم توی کامنت های قبلی که بچه ها پرسیدن... میخوام بدونم بنظر شما جدا شدن از عشق خوبه یا نه ماندن پای این عشق.... میخوام‌بدونم اگر متاهل هستید پاسخ بدید که زندگی زناشویی‌رو تجربه کردید.... چه کاری کنم به صلاحه

علت دقیق مخالفت خونوادت چیه؟ اونوبمابگو

خدا شاهده هروز دلیل جدید میگن اول گفتن دوست بودین این باتو دوسته فردا باکسه دیگ دوست میشه....این پسر از خط قزمز ما گذشته....باز گفتن خونه...خونه ساخت گفتن تت بهش گفتی بسازه دیگ ارزش نداره... باز گفتن تحصیلات ...گفتن تو بهش گفتی درس بخونه ارزش نداره چون خودش معلومه حالیش نیست...باز گفتن فلانی گفته اعتیاد...گفتیم بیاین بریم هر ازمایشگاه ایران که شما گفتید این اقا سعید گفت من دست نوشته میدم با خواست خودم‌رفتم منو یک ماه جا کنید اگر من‌معتاد باشم مواد میخوام دیگ بهتون ثابت میشه... 

دیگ هیجی نگفتن... 

باز گفتن بداخلاقه...فلانی گفته تو یکبار زنگش زدی سر تو داد زده..... 

و هزار و یک دلیل این شکلی...😔

خب اینا خداروشکر نکات مثبتشون بود ایا بر اساس این چنتا ویژگی میخوای ما بگیم ازدواجت درسته یا ن؟انسا ...

عزیزم من توی این ۱۲ سال بارها و بارها باهاشون بیرون رفتم خرید رفتم همه چیشون از این لحظا اوکی بوده ... من تنها امتیازم اینه خانواده ی من از اونا پولدارتر هستن و اولش نگاه طبقاتی بود... اقاسعید کنار پدرشون انبار مصالح ساختمانی دارن کار میکنن بعدازظهراهم توی کاردماشین هستن... خانواده من‌گفتن این کارگر پدرشه... خودش بی عرضه هست....بخدا خسته شدم.... گاهی دلم پر میکشه دلم میخواد شبها اینجا باشه یک شب با آرامش باشیم.... به فاطمه ی زهرا در حالت روحی بدی هستم 

عزیزم گفتم توی کامنت های قبلی که بچه ها پرسیدن... میخوام بدونم بنظر شما جدا شدن از عشق خوبه یا نه ما ...

اره یازده سال متاهل هستم.بیین عزیزم پدر منم با ازدواج ما مخالف بود تقریا یک سال نیم طول کشید.دلیل پدرمم منطقی بود.پدر من ادم عاقلی هست.اولین که همسر من خیلی ها رو کخ پیش پدرم عزت درن واسطه میکرد!! بعدشم مم یک شب رفتم گفتم نظر شما برای من حجبته ولی شما میگی نه،منم میگم نه..ولی چشمم دنبال این ادم میمونه و اراتقافی بیفته برام با کسی دیگه ازدواج کنم شما و مقصر میدونم.پدرم راضس شد

💕

عزیزم من توی این ۱۲ سال بارها و بارها باهاشون بیرون رفتم خرید رفتم همه چیشون از این لحظا اوکی بوده . ...

ان شاالله که همه چی درست بشه💚خانوادتم کوتاه میان

ی نفر دیگه داره برا همچین چیزایی ک تونا دیده میگیری دعا میکنه.😊
ببین حتی اگه پسر بدی باشه اگه واقعن همو دوس دارید هرجور شده ازدواج کنید چون بعدش اگه با کسی دیگه وار ...

دقیقا همینطوره... به امام حسین من الان اگر پسری توی خیابون بهم‌نگاه کنه میام ازش معذرخواهی میکنم‌احساس تعلق میکنم ایشونم نسبت به من همینطوری هست...

بخدا توی این ۳ سال اخیر چند نفر اومدن دست به دست خانوادم دادن که مارو جدا کنند من فقط برگشتم‌گفتم‌اگر ما ناحق هستیم که هیچی اگر حق هستیم واگذارتون به خدا... خدا شاهده ۲تاشون طلاق گرفتن... 

یکیش چند روز پیش بچه ۸ ماهش از شکمش افتاد... 

و ... 

ینی با دل شکسته اینو گفتم دلم نمیخواست اینطوری بشه ولی بخدا وقتی دلم میشکنه قشنگ خدا جواب میده

اره یازده سال متاهل هستم.بیین عزیزم پدر منم با ازدواج ما مخالف بود تقریا یک سال نیم طول کشید.دلیل پد ...


عزیزم من تا الان خجالت میکشیدم اینطوری بگم به بابام دلم میخواست آرزوم بود ازدواجم مثل همه ی دخترای دیگ باشه...😔ولی واقعا ایندقعه تصمیم گرفتم‌بگم...الان پدرتون با همسرتون باهم خوب هستن؟ و عذرمیخوام شما و همسرتونم خوشبخت هستید؟ و عذرمیخوام مجدد هیچوقت پشیمون نشدید؟

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108