والا مادرشوه منم امروز داشت خاستگاری دیشب برادرشوهرمو تعریف میکرد هی میگفت چشم و دل سیر بودن هیچی نپرسیدن چی داریمچی نداریم...چندبار گفت...
خواستم بگم اونا چشم و دل سیر بودن ولی شماها نه که فقط دنبال دختر کارمندین که دوروز دیگه خرج خودشو بده...هی چیزی نگفتم...
داشت مثلا میگفت که اونا چشم به مال ما نداشتن...
اخه ما زمان خ استگاریم بابام خیلی سخت گیری کرد...البته جه فایده...قول زمان خاستگاری مث مهریه شده...کی داده کی گرفته