2777
2789
عنوان

یعنی مادرشوهرم منظور داشت؟

428 بازدید | 29 پست

سلام من ده ساله ازدواج کردم امشب مادر شوهرم داشت خاطره خواستگاری منو واسه جاری و خواهرای شوهرم تعریف میکرد که آره رفتیم خواستگاری و مامانش به داداشش گفت و داشش یه لبخندی اومد رو لبش که یعنی راضیه و خوشحال شده ما رفتیم! اصلا نمی‌دونم چرا تعریف کرد یعنی منظوری داشت یهو شروع کنه اینو بگه آخه! اصلا داداش من با شوهرم قبل اینکه بیاد خواستگاری با هم دوست صمیمی بودن لبخندش هم از تعجب و اینا بود ، حس کردم مادر شوهرم منظوری داشت که آره داداشت ذوق کرده ما اومدیم خواستگاریت...!

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

زودتر به شوخی میگفتی ارع فلانی جون داداشم از ذوقش خوابش نمیبرد شب به شوخی میزاشتی بفهمه فهمیدی نکبت ...

همون موقع نگرفتم منظورشو حالا رفتم تو فکرش میگم نکنه منظور داشت

بیاین ب جای فکر کردن ب حرفهای مادرشوهر به این فکر کنیم ک خودمون چگونه ادم بهتری باشیم

آخه یکی نیست بگه حالا بعد از ده سال این حرفا چیه کاشکی قول هایی که دادی موقع خواستگاری انجام میدادی اونا که یادت رفت

آخه یکی نیست بگه حالا بعد از ده سال این حرفا چیه کاشکی قول هایی که دادی موقع خواستگاری انجام میدادی ...

عزیزم افکارت رو کنترل کن . تنها چیزی ک الان مهم نیس حرف مردمع

لایک نکنید لطفا.ممنون ♥️

‌والا مادرشوه منم امروز داشت خاستگاری دیشب برادرشوهرمو تعریف میکرد هی میگفت چشم و دل سیر بودن هیچی نپرسیدن چی داریم‌چی نداریم...چندبار گفت...

خواستم بگم اونا چشم و دل سیر بودن ولی شماها نه که فقط دنبال دختر کارمندین که دوروز دیگه خرج خودشو بده...هی چیزی نگفتم...

داشت مثلا میگفت که اونا چشم به مال ما نداشتن...

اخه ما زمان خ استگاریم بابام خیلی سخت گیری کرد...البته جه فایده...قول زمان خاستگاری مث مهریه شده...کی داده کی گرفته

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792