سلام میشه منو راهنمایی کنید
من تو دوران عقدم هردومون چندین ساله بهم علاقمند بودیم
همسر من فرزند طلاق بوده و پدر و مادرش هردو مجدد ازدواجکردن و خونه پدربزرگش بزرگ شده
تقریبا ده سال هم با یه بیماری پوستی درگیر بوده که خیلی کم طاقتش کرده
من یه آدم احساسیم و اون خیلی بی احساس بخاطر شرایطش تا حد زیادی بهش حق میدم ولی واقعا من دارم اذیت میشم و نمیدونم باید چیکار کنم که رابطمون بهتر شه
من خیلی وقت میذارم براش خیلی احترام همدیگه رو داریم ولی محبت کردنش صفره
یعنی فکر کنین الان چندماهه که من بهش پیام میدم من فقط ابراز علاقه میکنم واقعا خسته شدم
در هفته دو سه شب میاد منو ببینه و بقیش همش با دوستاشه
وقتی بهش میگم میگه من از نوجوونی یاد گرفتم تنهاییمو با دوستام پر کنم ولی من واقعا اینو نمیخوام چون دوستای خوبیم نداره و کنار همین دوستا الان چندسالیه که گاها مشروب میخوره و اینا همه منو اذیت میکنه
بخاطر علاقم نمیدونم برم یا بمونم 🥺🥺🥺🥺
میشه اگه تجربه یا راهکاری دارین بهم بگین