وایییییییی خیلی بدع
من ی روز صبح پاشدم دیدم انگشتر نشونم نیس =/
همه جارو زیر و رو کردم نبود داشتم دق میکردم دیگه
بعد کلی گشتن مامانم اومده میگه بیا =/
صبح دیدم افتاده تو رختخوابت ورش داشتم ک نگینش نشکنه
خیلیییی عجیب بود انگشترم و اونقدر تنگ کردم ک بزور میره دستم
چجوری دراومده خدامیدونه